على آقا نورى

78

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

يكى محمود و ديگر مذموم . اما اصل اول قومى كه ايشان خود را اهل سنت و جماعت خوانند اين نام محمودست و خصم ايشان را نواصب خوانند و اين نام مذمومست . اصل دوم قومى كه ايشان خود را شيعه و اهل ايمان خوانند و خصم ايشان را روافض خوانند و اين اسم نزد خصم اسم ذمست . « 1 » به‌هرحال فرقه‌شناسان نيز از راه و رسم روزگارى گزارش مىكنند كه هريك از اهل سنت و جماعت و گروه‌هاى ديگرى نظير جبريه ، معتزله ، نه‌تنها احاديث و سخنان رقباى فكرى خود را تلقّى به قبول نمىكردند ، بلكه آنان را اهل بدعت ، گمراه ، رافضى ، كافر و دوزخى ، به حساب مىآوردند « 2 » از اين روى گزارش صاحب كتاب كهن مسائل الامامه را مبنى بر اين‌كه « اهل قبله و نماز بگونه‌اى متشتّت شدند كه به خون‌ريزى و تكفير يكديگر پرداختند » « 3 » نمىتوان حمل بر غرض‌ورزى نويسنده وى كرد . گزارش و بررسى تكفيرها و تفسيق‌هاى فرقه‌اى كه به عنوان يكى از بزرگ‌ترين آفت‌ها و مصيبت‌هاى مسلمانان و شغل شاغل آنان در قرون نخستين و عامل اصلى كشمكش‌هاى خونين به حساب آمده « 4 » در جاى خود نيكوست ؛ اشاره به اين نكته كافى است كه اين پديده به گونه‌اى شيوع داشته كه غالب فرقه‌نگاران آن را به عنوان يكى از معيارها و نشانه‌هاى تمايز و جدايى هريك فرق مهم نسبت به

--> ( 1 ) . حسنى رازى ، سيد مرتضى ، تبصرة العوام ، ص 28 . ( 2 ) . مختصرى از اين داورىها را نك به : كتاب كهن الايضاح نوشته فضل بن شاذان نيشابورى ص 9 - 4 ، 303 و نيز حسنى رازى ، ص 28 ، 385 . ( 3 ) . ناشى اكبر ، ص 9 . ( 4 ) . نشار ، ص 223 ، صفار ، حسن ، التعديّة فى الاسلام ، ( ص 264 به نقل از مجله المنار ج 17 ص 42 ) جالب است بدانيم بحث ايمان و كفر و تعيين مصاديق آن از اولين مباحث - سياسى - كلامى بود كه موجب شكل‌گيرى و رواج انديشه‌ها و تمايزات فرقه‌اى شد . اگر از اين‌رو عنوان « مكفّره » را به جمله فرقه‌هاى نخست بگذاريم چندان اغراق نكرده‌ايم .